عشقه منو باباش

دختر يعني بركت :)

سلام ماماني سلام نازدونه 😍 امروز خيلي خوشحالم دختر قشنگم 😘 اول به خاطر وجودت كه نيومده زندگيمونو قشنگ كرده دوم به خاطر خوش روزي بودنته هميشه ميشنيدم دختر روزي دار ميشه دختر بركته خونست ولي امروز با چشم ديدم  چند روز پيش اقاجونت ماشين خريد خداروشكر  امروزم بابايي ماشين خريد 😊 بابايي همش ميگه قربونه دختر خوش روزيه خودم بشم من😍 عزيز دلم تو يه نعمتي كه خدا لطف كرده تو رو به ما هديه داده 😍😍😍 بابا حميد ميگه كي دخترم مياد سه تايي بريم بيرون بعد من اهنگ بزارم دو تايي با هم بخونيم😃😃😃😄😄 منم همش ميخندم  اينروزا خيلي تو فكر انتخاب اسمتيم قبل اينكه  تو بياي تو دل مامان بابايي هميشه ميگفت اسم&n...
12 شهريور 1394

سونوگرافي انومالي...

سلام قشنگم جوجه ي من نازدونه امروز ١٠ شهريور عزيز دلم ١٨ هفته و ٥ روزه كه با منه هر روز با بابايي باهات حرف ميزنيم و بابايي تا از در كه وارد ميشه شروع ميكنه با دخترش حرف زدن انگار تو يه دنياي ديگست امروز روز خوبيه چون منو بابايي خيلي وقته نديديمت  دل تو دلمون نيست بريم سونوگرافي ببينيمت امروز وقت سونو انومالي   براي سلامت توعه بابايي براي ساعت ٢ وقت گرفته بود  با مامان جون روحيت سه تايي رفتيم  خيلي زود نوبتمون شد و رفتيم تو  واي عزيزم تا تو تصوير ديدمت خيلي ذوق كردم قربونت برم ماشالله خيلي بزرگ شده بودي دكترگفت دخترتون همه چيش سالمه و نرماله خدايا شكرت  ١٥ سانت قد...
11 شهريور 1394

ويارونه ها:)

سلام دختر قشنگم  هر روز كه ميگزره بيشتر حست ميكنم بيشتر خداروشكر ميكنم كه خدا تو رو به من داده  اين روزا خيلي به ماماني خوش ميگزره چون همه حسابي هواشو دارن  به خاطر جوجه ي تو دلم مامان روحيت براي ويارونه يه مهموني گرفت كه مامان جونت و  عمه هاتو زنموتو كلا همشونو دعوت كرده بود خيلي روز خوبي بود نشستيم  فيلمتو ديديم  و از وروجك بودنت گفتيم  ماماني اش پخته بود با لوبيا پلو خيلي خوشمزه بود همه خوششون اومد  كلا خيلي خوش گزشت اونروز عمه خديجه هم يه روز دعوت كرد ويارونه برام اش دوغ پخته بود دستش درد نكنه خيلي خوشمزه بود كلا همه تا يه چيز حوس ميكردم مياوردن يا ميپختن &nb...
11 شهريور 1394

اولين مسافرت ماماني با تو :)

سلام ماماني  خوبي عشق مامان؟ من خيلي وقته نديدمت دلتنگتم  همش عكساي سونو ان تي رو ميزارم ميبينم قربون صدقت ميرم الهي فدات بشم  ١٩مرداد تصميم گرفتيم بريم شمال تا ابوهوامون عوض شه  با دايي حسن اينا و پسرخاله اينا رفتيم  يكم استرس داشتم برم يا نرم ولي دلو زدم به دريا و رفتم  ولي حيف كه بابا حميدت كار داشت نتونست با ما بياد ... خيلي هوا خوب بود رفتيم چالوس اول اونجا يه شب مونديم  كلي خنديديم و خوش گزرونديم گرچه همه شنا كردن الا ماماني چون جوجم برام مهمتر بود شب تو ويلا جوجه زغالي خورديم كه خيلي چسبيد صبح كه شد تصميم  گرفتيم بريم انزلي تو راه خيلي شرجي بود خيلي گرمم...
25 مرداد 1394

سونو گرافي ان تي

سلام ماماني  امروز روز پنجم مرداد قراره برم سونوگرافي ان تي و غربالگري  دل تو دلم نيست همش دارم دعا ميكنم كه تو صحيح و سالم باشي گرچه ميدونم  خداخودش حواسش به تو هست  صبح ساعت ٦ و نيم از خواب بزور بيدار شدم  بابايي رو بيدار كردم گفتم پاشو بريم ديدن ني نيمون خيلي ذوق داشتيم  تو راه من تو ماشين حالم بد شد  ساعت ٧ بود كه رسيديم سونو گرافي نرگس بابايي رفت برام  ابميوه و كيك بگيره  بعد رفتيم بالا هر چي اصرار كردم به منشي گفت وقت نميدم منم خيلي ناراحت شدم اخرش خيلي اصرار كردم گفت طول ميكشه بشين  خلاصه گفت نوبتت ساعت يكه ظهره نشستيم و منتظر شديم ديدم ب...
9 مرداد 1394

شنيدن بهترين سمفونيه دنيا

سلام  خدايا چقدر بگم شكرت كه جبران نعمتتو بكنم؟ امروز ٢٧ خرداد رفتم سونو براي شنيدن بهترين سمفونيه دنيا هيچ صدايي زيبا تر از شنيدن صداي قلبت نبود جوجه ي من اون لحظه كه صداي قلب كوچولوتو شنيدم گريم گرفت براي همه منتظراي ني ني دعا كردم ني نيه نازم قلبت ١٤٠ تا در ديقه ميزد  دكتر گفت همه چي نرماله 😍 الهي شكر  ماماني  امروز شيش هفته و شيش روزه پيشمي  عاشقتم 😘   ...
25 خرداد 1394

خبر دادن به مامان جون اقا جون

يوهوووو... امروز ١٧ خرداد هستش ما تصميم گرفتيم شب به مامان جون و اقا جونت بگيم😊 ساعت ٨ شب بود بابايي زنگ زد به مامان جونت گفت ميايم اونجا كارت دارم . كه گفت شام بياين  ما هم بدو بدو اماده شديم و رفتيم شيريني فروشي  وقتي خريديمو راه افتاديم به مامان جون روحيت گفتم زنگ  بزن اخه اون قرار بود اول بگه زنگ زده بود مامان جون سر نماز بود 😊 ما هم تو ماشين پايين منتظر بوديم تا ماماني بگه  خلاصه زنگ زده بودو گفته بود  ما هم رفتيم بالا  واي مامان جون خيلي خيلي خوشحال بود  اقا جونم خوشحال بود تبريك گفت بهمون  مامان جون منو بابايي رو بوس كرد همش ...
18 خرداد 1394