دو روزه اخر پايان انتظار ٩ ماهه
سلام توت فرنگيه مامان🍓🍓🍓 دختر نازم اينترنت نداشتم به وبت سر بزنم ولي لحظه لحظه ي اون روزاي اخر الان تو ذهنمه ☺️دختر قشنگم ليانا... روز ٢٦ دي بايد به دكتر زنگ ميزدم و ميگفتم كه صبح ميام براي عمل ولي نميدونم چرا دلم نميومد يا اينكه استرس داشتم🙈 واسه اين روزاي بارداري دل تنگ ميشدم خودم ميدونستم❤️❤️❤️ ولي از يه طرف گل روي ماه فرشتمو ميديدم 👼🏼بابايي به همه گفته بود ٢٧ دخترم بدنيا مياد😶 ولي من زنگ زدم به دكتر و گفتم ميشه ٢٨ دي بيام؟ اخه شب ولادت امام حسن عسگري بود🙃🙃🙃 خلاصه خانوم دكتر گفت هر جور راحتي ٢٨ دي صبح ساعت ده اينجا باش😊منم به بابايي گفتمو گفت چرا عقب انداختي اخه عجله داشت ببينتت❤️😍 ...
نویسنده :
رعنا
2:25

