عشقه منو باباش

اولين مسافرت ماماني با تو :)

1394/5/25 15:42
نویسنده : رعنا
146 بازدید
اشتراک گذاری

محبتجشنسلام ماماني محبت

خوبي عشق مامان؟ من خيلي وقته نديدمت دلتنگتم 

همش عكساي سونو ان تي رو ميزارم ميبينم قربون صدقت ميرم

الهي فدات بشم 

١٩مرداد تصميم گرفتيم بريم شمال تا ابوهوامون عوض شه 

با دايي حسن اينا و پسرخاله اينا رفتيم 

يكم استرس داشتم برم يا نرم ولي دلو زدم به دريا و رفتم 

ولي حيف كه بابا حميدت كار داشت نتونست با ما بياد ...

خيلي هوا خوب بود رفتيم چالوس اول اونجا يه شب مونديم 

كلي خنديديم و خوش گزرونديم گرچه همه شنا كردن الا ماماني

چون جوجم برام مهمتر بود

شب تو ويلا جوجه زغالي خورديم كه خيلي چسبيد صبح كه شد تصميم 

گرفتيم بريم انزلي تو راه خيلي شرجي بود

خيلي گرمم شد ولي بالاخره رسيديم 

اونجا ساحلش خيلي ارومو خوب بود تصميم گرفتيم بريم تو دريا

همگي رفتيم ولي من ديدم بهتره وسوسه نشم اومدم بيرون 

خلاصه كلي اب بازي كردنو منم تماشا كردم

باباييت زنگ زد كلي از حاله تو پرسيد گفت 

مواظب جوجه ي من باشيا. محبت

خلاصه شب شدو يهو ديدم باباجونت براي دخترش كيك خريده

اخه ٢٠ مرداد تولد مامانيه جوجه ي من

جشن

شامو كه خورديم بساطمونو جم كرديم رفتيم لب ساحل انزلي حصير انداختيم همه دستشون درد نكنه

يه تولد به ياد موندني برا ماماني گرفتن كلي رقصيديم كيك بريديم

دختر دايي فاطمه گفت اولين سال تولد رعنا با ني ني گولوعه

منم كلي خوشحال شدمخندونک

خيلي شب خوبي بود هواي عالي و تولد عالي لب ساحل 

دست باباجون و مامان جون روحيت درد نكنه

اين شبم با كلي خوشگزرونيو خاطره خوب تموم شد

فردا صبح حركت كرديم سمت سرعين 

تو راه بابا جون برامون فالوده خريد كه خيلي چسبيد بهم

تو گردنه حيران كه رسيديم كلي عكس انداختيم همگي هوا عالي بود

شب ساعت ٩ بود كه رسيديم سرعين و چون خيلي شلوغ بود گشتيمو 

ماماني هم يه اش دوغو يه سيرابي خورد هواي سرعين خيلي خنك بود 

شب تصميم گرفتيم حركت كنيم سمته قره چمن كله راهو من خوابيدم

پاشدم ديدم رسيديم هواي اونجام خنك بود 

دو روزم مونديم اونجا هم خيلي خوش گزشت جمعه تصميم گرفتيم برگرديم 

خيلي سفر خوبي بود كلي خوش گزشت اولين سفري بود كه تو رو تو دلم داشتم

و رفتيم 

انشالله با بابا حميدت ميريم سه تايي مسافرت عشقم

فرشته

فرشته

 

پسندها (1)

نظرات (0)