عشقه منو باباش

ويارونه ها:)

1394/6/11 19:22
نویسنده : رعنا
159 بازدید
اشتراک گذاری

خندونکسلام دختر قشنگم محبت

هر روز كه ميگزره بيشتر حست ميكنم بيشتر خداروشكر ميكنم كه خدا

تو رو به من داده 

اين روزا خيلي به ماماني خوش ميگزره چون همه حسابي هواشو دارن 

به خاطر جوجه ي تو دلم مامان روحيت براي ويارونه يه مهموني گرفت كه مامان جونت و 

عمه هاتو زنموتو كلا همشونو دعوت كرده بود خيلي روز خوبي بود نشستيم 

فيلمتو ديديم  و از وروجك بودنت گفتيم 

خندونک

ماماني اش پخته بود با لوبيا پلو خيلي خوشمزه بود همه خوششون اومد 

كلا خيلي خوش گزشت اونروز

عمه خديجه هم يه روز دعوت كرد ويارونه برام اش دوغ پخته بود دستش درد نكنه

خيلي خوشمزه بود كلا همه تا يه چيز حوس ميكردم مياوردن يا ميپختن

 خندونک

يه روز مامان جونت زنگ زده بود حالمو بپرسه گفت چي حوس كردي بپزم 

منم عاشقه خورشت بادمجوناي مامان جونم فوري گفتم خورشتب بادمجون 

اونم شب دعوت كرد و رفتم يه عالمه خوردم و خيلي چسبيد 

چشمک

مامان جون روحيت و باباجون رضات كه همش كارشون شده 

بخرن و بپزن تا من بخورم در كل فك كنم چاقالو شم :))

عزيزكم خيلي دوست دارم 

اميدوارم زود بياي بغلت كنيم 

بابا حميدت كه هر روز باهات حرف ميزنه و كلي عاشقته 

همش ميگه بابايي چي دوس داري برات بخرم ؟؟

 

قه قهه

نيومده دنيامونو قشنگ كردي منتظر روزي هستيم كه بياي عزيزم

پسندها (1)

نظرات (0)