ويارونه ها:)
سلام دختر قشنگم 
هر روز كه ميگزره بيشتر حست ميكنم بيشتر خداروشكر ميكنم كه خدا
تو رو به من داده
اين روزا خيلي به ماماني خوش ميگزره چون همه حسابي هواشو دارن
به خاطر جوجه ي تو دلم مامان روحيت براي ويارونه يه مهموني گرفت كه مامان جونت و
عمه هاتو زنموتو كلا همشونو دعوت كرده بود خيلي روز خوبي بود نشستيم
فيلمتو ديديم و از وروجك بودنت گفتيم

ماماني اش پخته بود با لوبيا پلو خيلي خوشمزه بود همه خوششون اومد
كلا خيلي خوش گزشت اونروز
عمه خديجه هم يه روز دعوت كرد ويارونه برام اش دوغ پخته بود دستش درد نكنه
خيلي خوشمزه بود كلا همه تا يه چيز حوس ميكردم مياوردن يا ميپختن

يه روز مامان جونت زنگ زده بود حالمو بپرسه گفت چي حوس كردي بپزم
منم عاشقه خورشت بادمجوناي مامان جونم فوري گفتم خورشتب بادمجون
اونم شب دعوت كرد و رفتم يه عالمه خوردم و خيلي چسبيد

مامان جون روحيت و باباجون رضات كه همش كارشون شده
بخرن و بپزن تا من بخورم در كل فك كنم چاقالو شم :))
عزيزكم خيلي دوست دارم
اميدوارم زود بياي بغلت كنيم
بابا حميدت كه هر روز باهات حرف ميزنه و كلي عاشقته
همش ميگه بابايي چي دوس داري برات بخرم ؟؟

نيومده دنيامونو قشنگ كردي منتظر روزي هستيم كه بياي عزيزم

ويارونه ها:) 
