عشقه منو باباش

اولين تكوناي دخمله قشنگم:)

1394/7/1 15:28
نویسنده : رعنا
228 بازدید
اشتراک گذاری

ماماني خوبي ؟خندونک

ديشب عروسي بوديم از عروسي كه برگشتم رو مبل دراز كشيده بودم 

كه يهو شكمم تكون خورد يه ضربه كوچولو حس كردمتعجب

اول فكر كردم توهم زدم اخه ميفهميدم يه چي تو دلم هست احساست ميكردم 

ولي نه به اين واضحي ...حس ميكردم يه ماهي تو دلم شنا ميكنه 

يهو  ديدم باز شكمم تكون خوردسکوت

ديدم نه مثه اينكه توهم نيست خندونک

وروجك مامان پنج شيش بار تكون خوردي حس ميكردم با پاهاي كوچولوت داري مامانو لگد بارون ميكني محبت

الهي فداي كوچولوم بشم انقد ذوق كرده بودما 

اولش يكم ترسيدم بعد تو رو تصور كردم عاشقانه منتظر تكون بعديت بودم 

ساعت ١٢ شب ٣١ شهريور اولين لگدتو زدي 

كه ميشه ٢٢ هفتت محبت

بابايي هم جديدا دستشو كه ميزاره رو شكمم يه كوچولو حست ميكنه

خيلي خوشحال ميشه 

ماماني انشالله سالمو تپلي بياي بغل منو بابايي

بوس

پسندها (1)

نظرات (0)